نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
خاکریز
خاکریز
پنجشنبه، 2 مهر، 1383
سخن سبکبالان

سردار سرلشكر پاسدار شهيد محمدعلي جهان‌آرا - فرمانده سپاه خرمشهرشهيد جهان‌آرا:
انقلاب بيش از هرچيز براي ما يك ابتلاي الهي و يك آزمايش تاريخي و اجتماعي است و در جريان اين ابتلا بايد رنج، محروميت، مصايب و ناملايمات را با آغوش باز بپذيريم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت بايستيم و از طولاني شدن اين ابتلا و افزايش سختيها و ناملايمات نهراسيم، زيرا علاوه بر اينكه خود را از قيد آلودگيهاي شركين و وابستگيها، پاك و خالص مي‌كنيم، انقلابمان و حركت امت شهيدپرور، عميقتر و استوارتر مي‌شود و از انحراف و شكست مصون مي‌ماند
.

 

سردار سرلشكر پاسدار شهيد غلامحسين افشردي (حسن باقري) - جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه

شهيد باقري:
انقلاب ما همچون تير زهرآگيني براي همه مستكبرين در آمده است و ياوري براي همه مستضعفين جهان.
در اين موقعيت زماني و مكاني، جنگ ما جنگ اسلام و كفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت، خيانت به پيامبر اكرم (ص) و امام زمان (عج) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما بايد خود را آماده هرگونه فداكاري بكند.
در چنين ميدان وسيع و اين هدف رفيع انساني و الهي، جان دادن، مال دادن و فداكاري، امري بسيار ساده و پيش پا افتاده است و خدا كند ما توفيق شهادت متعالي در راه اسلام را با خلوص نيت پيدا كنيم.



سه‌شنبه، 31 شهریور، 1383
وقتی از عباس سخن ميگويی!

شهید آوینی:

اسوه حزب الله ابوالفضل العباس(ع) است ودرس وفاداری را از آموخته اند. وقتی با این جوانان سخن از عباس میگویی،در دل خود جراحتی هزار و چند ساله را از می یابند که هنوز به خون تازه آغشته است،جراحت کربلا را می گوییم.

***********************************

خدای امشب ما را از کاروان این دنیا جدا ساز و به کاروان حسین بن علی (ع)ملحق ساز.



سه‌شنبه، 3 شهریور، 1383
و اما بعد!

اما بعد . جهاد درى است از درهاى بهشت كه خداوند بر روى بندگان خاص خود گشوده است . جهاد جامه پرهيزگارى و جوشن استوار خدايى و سپر ستبر اوست . هر كه آن را ناخوش دارد و از آن رخ برتابد ، خداوند جامه خوارى و زبونى بر او پوشاند و محنت و بلايش در ميان گيرد و دلش را در پرده دارد و به كيفر آنكه از جهاد تن زده است از حق دور افتد و كارش به مذلت كشد و از عدالت بى‏بهره ماند .

كار را به آنجا رسانيده‏اند كه شنيده‏ام كه يكى از آنها بر زن مسلمانى داخل شده و ديگرى ، بر زنى از اهل ذمّه و ، خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره‏اش را ربوده است . و آن زن جز آنكه انّا لله . . . گويد و از او ترحم جويد چاره‏اى نداشته است . آنها پيروزمندانه ، با غنايم ، بى‏آنكه زخمى بردارند ، يا قطره‏اى از خونشان ريخته شود ، بازگشته‏اند . اگر مرد مسلمانى پس از اين رسوايى از اندوه بميرد ، نه تنها نبايد ملامتش كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است

شب و روز ، در نهان و آشكارا ، شما را به نبرد با اين قوم فرا خواندم و گفتم كه پيش از آنكه سپاه بر سرتان كشند ، بر آنها بتازيد . به خدا سوگند ، به هيچ قومى در

خانه‏هايشان تاخت نياوردند . مگر آنكه زبون خصم گشتند . شما نيز آن قدر از كارزار سر بر تافتيد و كار را به گردن يكديگر انداختيد و يكديگر را نصرت نداديد ، تا هرچه داشتيد به باد يغما رفت و سرزمينتان جولانگاه دشمنانتان گرديد .

 

اى شگفتا ، به خدا سوگند ، كه همدست بودن اين قوم با يكديگر با آنكه بر باطل‏اند و جدايى شما از يكديگر با آنكه بر حقيد دل را مى‏ميراند و اندوه را بر آدمى چيره مى‏سازد .

وقتى مى‏نگرم كه شما را آماج تاخت و تاز خود قرار مى‏دهند و از جاى نمى‏جنبيد ،

بر شما مى‏تازند و شما براى پيكار دست فرا نمى‏كنيد ، مى‏گويم ، كه اى قباحت و ذلت نصيبتان باد خدا را معصيت مى‏كنند و شما بدان خشنوديد

 

 

اى به صورت مردان عارى از مردانگى ، با عقل كودكان و خرد زنان به حجله آرميده ، كاش نه شما را ديده بودم و نه مى‏شناختمتان . اين آشنايى براى من ، به خدا سوگند ، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمره‏اى نداشت . مرگ بر شما باد ، كه دلم را مالامال خون گردانيديد و سينه‏ام را از خشم آكنده ساختيد و جام زندگيم را از شرنگ غم لبريز كرديد و با نافرمانيهاى خود انديشه‏ام را تباه ساختيد

 



شنبه، 24 امرداد، 1383
علت حضور آمريکا در منطقه

السلام عليك يا روح الله

وحشت از قدرت اسلام

مسلمانان بايد بدانند كه پس از انقلاب اسلامى و توجه به قدرت خارق العاده اسلام ، توطئه هاى و نقشه هاى آمريكا از ايجاد تفرقه بين برادران اهل سنت و تشيع و هجوم به ايران كه مركز ثقل نهضت اسلامى است ، تا نقشه عميق و گسترده هجوم به لبنان و آن جنايات عظيم ، همه و همه براى اسلام زدائى و تضعيف اين قدرت الهى است بايد بدانند نقشه آمريكا كه به دست خبيث اسرائيل در جريان است ، به بيروت و لبنان خلاصه نمى شود، كه اسلام در همه جا، در كشورهاى اسلامى خصوصا منطقه خليج فارس و حجاز مركز وحى الهى ، هدف است هدف اول آن است كه حكام منطقه گوش و چشم بسته در فرمان آمريكا و از آن دردناكتر اسرائيل باشند و ننگ هر تحقير و نوكرى را بپذيرند در چنين جو و فاجعه عظيمى ، ملّت هاى اسلامى نبايد بى تفاوت باشند و از هيچ كوشش در راه حفظ اسلام و كشورهاى اسلامى نبايد دريغ كنند.
... امروز غير از ديروز است . ديروز نفهميده بودند قدرت اسلام را، امروز فهميده اند كه در جاى كوچكى مثل كشور ايران وقتى كه صداى اسلام بلند شد، حتى در آمريكا هم اين صدا بلند شد، اين را فهميده اند. امـــــــروز منا فعشان هم در خطر است ، ما شكى نداريم . براى اين كه آنها مى خواهند بيايند خليج فارس را هم بگيرند، نفت هاى همه را ببرند، اسلام مانع از اين است . آمريكا مى خواهد قدرتش را بر همه دنيا تحميل كند.
ما امروز ملاحظه مى كنيم كه به واسطه بي عرضگى اين حكومت ها، آمريكا از آن ور دنيا دارد حكومت مى كند به اين جاها. اين جا ما دستش را قطع كرديم كه نفس نمى تواند بكشد، لكن بى توجهى اين حكومت ها اسباب اين شده است كه آمريكا از آن ور دنيا دستش را دراز كرده و اين جا زمام امور اين حكومت ها را به دست گرفته ، قدرت دست اين هاست ، لكن قدرتى كه عقل اداره اش را ندارند، قدرت دارند، لـــكن اداره نمى توانند بكنند. ايران در اول قدرتى نداشت ، هر چه قدرت بود مال شاه معدوم و بستگان آمريكا بود، ارتش دست آمريكائى ها بود و همه چيز دست آنها بود، لكن ملّت ما هوشيار بود و سران اين مملكت عاقل بودند، توانستند اين مردم را توجه بدهند و بيدار كنند و كردند آن كارى كه شايسته يك ملّت بود. كشورهاى ديگر مردمش خوبند، لكن مديرى كه بتواند آنها را اداره بكند و وادار كند به اين كه نگذارند سلطه آمريكا به اين طورى كه هست باقى بماند و هر روز زيادتر بشود.



یکشنبه، 18 امرداد، 1383
سلام بر مظلومي

بسم الله القاسن الجبارين
سلام بر مظلومي
 و سلام بر سيد المسلمين  و امير المومنين


 و  مرگ و نابودي بر آنان كه اكنون پاي تعدي بر حريم شير خدا حيدر كرار نهاده اند و خود را به انتهاي بي شرمي رسانده اند.
و....

خموش باش ور خموشي تلخ بود.
.......
اي منتظر غمگين مباش قدري تحمل بيشتر
گردي به پا شد در افق
گويي سواري مي رسد

 



شنبه، 10 امرداد، 1383
حاجی يعنی آخر همت!

((بسم الله الرحمن الرحيم))

     

 

     
 
 

سلام! چند تا از حرف هاي دل شهيد همت را هميشه جلوي چشمامون داشته باشيم بد نيست:

 

انسان يک تذکر در هر 4 ساعت به خودش بدهد،بد نيست بهترين موقع بعد از پايان نماز،وقتي سر به سجده مي گذاريد،مروري بر اعمال از صبح تا شب خود بيندازد،آيا کارمان براي رضاي خدا بود.

ميخواهم مثل مولايم بي سر وارد بهشت شوم.


از طرف من به جوانان بگوييد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دو خته است بپا خيزيد و اسلام خود را دريابيد.

ياد خدا را فراموش نکنيد و مرتب بسم الله بگوييد و با ياد خدا ،ذکر خدا خيلي از مطالب حل مي شود

با خداي خود پيمان بستم تا آخرين قطرة خونم، در راه حفظ و حراست اين انقلاب الهي يك آن آرام و قرار نگيرم. شب و روز بدون وقفه در راه اعتلاي كلمه‌الله و بسط فرهنگ اسلامي تلاش نمايم، به همين سبب سلاح به شانه گرفتم و رو به جبهه‌هاي خونين نمودم

من خاك پاي بسيجي‌ها هم نمي‌شوم. اي كاش من يك بسيجي بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمي‌شدم.

ما هرچه داريم از شهيدان گرانقدرمان داريم و انقلاب خونبارمان نيز مرهون خون اين عزيزان است.

شهادت در قاموس اسلام كاري‌ترين ضربات را بر پيكر ظلم، جور، شركت و الحاد مي‌زند و خواهد زد.

اسلام دين مبارزه و جهاد است و در اين راه احتياج به ايمان، ايثار، صبر و استقامت است.

با خداي خود پيمان بستم تا آخرين قطرة خونم، در راه حفظ و حراست اين انقلاب الهي يك آن آرام و قرار نگيرم. شب و روز بدون وقفه در راه اعتلاي كلمه‌الله و بسط فرهنگ اسلامي تلاش نمايم، به همين سبب سلاح به شانه گرفتم و رو به جبهه‌هاي خونين نمودم.

به خداي يكتا پناه مي برم, از آن عزيز مقتدر مدد و استعانت مي جويم, تا باري را كه به شانه گرفته ام با سربلندي و سرافرازي به مقصد برسانم .تنها به ياد خدا باشيد, به او پناه ببريد و توكل به خدا داشته باشيد.

ملت ما ملت معجزه گر قرآن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشيدن به راه شهيدان و استعانت از درگاه خداوند است تا اين انقلاب را به انقلاب حضرت مهدي (عج) وصل نمايد و در اين تلاش پي گير مسلما" نصر خدا شامل حال مومنين است.

شهادت ,زيباترين , بالنده ترين و نغزترين كلام در تاريخ بشريت است. شهادت بهترين و روشن ترين معني حقيقي توحيد است و تاريخ تشيع خونين ترين و گوياترين تابلو نمايانگر شكوه و عظمت شهيد است.

كدام سپاهي در خارج دوره ديده است, هر چه دوره بود در همين جبهه هاي جنگ بود. در همين گرد و خاك, كوه و دشت و گرماي سوزان و سرما بود. هر چه آموخت با خون بود . هر چه تجربه بود با خون بود.

پدر و مادر! من زندگي را دوست دارم, ولي نه آنقدر كه آلوده اش شوم و خويش را گم و فراموش كنم. علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم.

((التماس دعا))

بسيجی خامنه ای

 


 



یکشنبه، 4 امرداد، 1383
جانم فدای رهبرم

((بسم الله الرحمن الرحيم))

نايب المهدي.jpg

نزد  ما محرز است سيد علي.»
حضرت آيت الله بهاالديني در زمان حيات امام خميني(ره) در باره مقام معظم رهبري فرمودند:
البته هيچ كس حاج آقا روح الله نمي شود ،ولي آقاي خامنه اي از همه به امام نزديكتر است..كسي كه ما به او اميدواريم ،آقاي خامنه اي است . شما از ما قبول نمي كنيد و تعجب مي كنيد ، ولي اين ديد ماست ، نزد ما محرز است سيد علي خامنه اي.
«راهنمايي با توجه به موقعيت»
 يكي از دوستان مي گفت:يك روز كه مقام معظم رهبري به كوه هاي اطرف تهران رفته بودند با دختر و پسري دانشجو برخورد  مي كنندكه به لحاظ ظاهري وضع مناسبي نداشتند و تصور مي كردند آقا دستور دستگيري آن ها را خواهند داد ولي بر خلاف تصور آن دو،مقام معظم رهبري با آن ها احوال پرسي كردند و از شغل و فاميل بودن آنها سوال كردند.پسر وقتي با خلق زيباي آقا مواجه شد واقعيت را گفت كه ما دوست هستيم آقا ابتدا درباره ورزش و مزاياي آن  با آن دو صحبت كردند و بعد هم فرمودند : بد نيست صيغه محرميتي در ميان شما بر قرار شود و شما با هم ازداج كنيد و به آنها پيشنهاد داد كه اگر مايل بودند در فلان تاريخ بيايد من آمادگي دارم كه شخصا عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظي كردند و طبق قرار همراه خانواده خود محضر آقا رسيدتد.آقا عقد آنها را جاري كردند و با بر خورد كريمانه مقام عظيم الشان ولايت اين دو جوان تغيير مسير دادند و آن دختر غير محجبه به دختري محجبه و آن پسر دانشجو به يك جوان مذهبي مبدل شدند.
«آقاي محمد امين نژراد –ازكارمندان صدا و سيما»
حساسيت و دقت نسبت به بيت المال:
در زمان رياست جمهوري حضرت آيت الله خامنه اي يك چك پنجاه هزار توماني براي نخست وزير وقت –مهندس مير حسين موسوي – ارسال مي نمايندو مي فرمايند: اين حداكثر پولي است كه ممكن است از بيت المال در هزينه هاي شخصي بنده جابجا شده باشد، كمتر از اين است ،ولي شما اين مبلغ را به حساب خزانه دولت واريز كنيد تا من مديون بليت المال نباشم.
«مهندس حميد ميرزاده»
حضور قلب در نماز:
موقعي كه در ايرانشهر  در محضر آيت الله خامنه اي در تبعيد بوديم. روزي عده اي از علما از قم براي ملاقات ايشان آمده بودند..وقت نماز همه براي اقامه نماز به امامت ايشان  آماده شدند.همينطور كه نماز جماعت بر پا بود.ناگهان بزغاله اي وارد اتاق شد و شروع كرد به اين طرف و آن طرف پريدن و در آخر سجاده يكي از نماز گزاران را برداشت .وبا خود برد.
چند نفر ار نمازگزاران به كلي آرامششان به هم خورد و خنديدند كه يكي از آنها مكن بودم و از خنده ما ديگران نيز به غير حضرت آيت الله خامنه اي خنديدند. ولي آقا نمازشان را بدن هيچ حركت اضافي به پايان رساندند.
بعد از نماز از آقا پرسيدم كه شما چه طور توانستيد نمازتان را ادامه بدهيد؟آقا فرمودند: در مورد چي؟ عرض كردم به خاطر بزغاله اي كه وارد اتاق شده بودند آقا فرمودند:
ذره اي از اين جريان متوجه نشدم.
«حجت السلام و المسلمين راشدي»

 



دوشنبه، 29 تیر، 1383
السلام عليك يا قره عين الرسول

پيامبر اكرم(ص):
گويا دخترم را ميبينم كه پس از من مورد ستم قرار مي گيرد و پدرش را مي خواند و احدي از ميان امت من او را كمك نمي كند.

 

الوداع فاطميه فاطميه يا زهرا!......الوداع فاطميه فاطميه يا زهرا

السلام عليك يا بنت رسول الله
سلام بر تو اي دختر پيامبر!چه دختري،به سلمان فرمود:هر وق دلم براي اهل بهشت ،تنگ ميشد،عطر فاطمه را استشمام ميكردم.يك همچين دختري.
السلام عليك يا زوجه ولي الله
السلام عليك يا ام الحسن و الحسين.
سلام بر تو اي مادر حسن وحسين
يك شعري هست از شيخ عبد الحسين اعظم نجفي ميگويد:
و اذا اتت بنت النب تشكوا لربها
ولا تخفي عليه خافيه
به ياد بياور وقتي دختر پيامبر بيايد در محشر شكايتكند.مگر براي خدا چيزي مخفي است؟نه!( و لا تخفي عليه خافيه ) چيزي بر خدا مخفي نيست.منتهي يك كساني بودند كه عده ي آنها يك چيزي ميدانستند كه خانم شكايت مي كند و آنها رسوا ميشد.
در بيت سوم چيز عجيبي ميگويد.تمام سني ها آن را نقل كرد هاند كه خدا به خاطر خشنودي حضرت زهرا(س)خشنود و براي غضب بي شكايتاين خانم غضبناك ميشود چه ميشود كه شكايت هم بكند.چه ميگويد در شكايتش؟ميگويد از چه كسي انتقام
بگير؟
از آن هايي كه دختران حسينم را سوار شترها كردند

اذا للطمت الخد فاطم عنده
دختر پيامبر !اگر در كربلا بودي ،سيلي به صورت خودت مي زدي
واجرت دمع العين في الوجنات
خيلي خانوم عظمت دارد.با دست آزرده،با پهلوي آزرده،وقتي زن هاي مدين از او احوال پرسي ميكنند  ميگويند:خانم حالتو چطور است؟يك كلمه از ديتش نگفت،اگه ميگفت از درد پهلو نخوابيدم درست بود يا نه؟مي گويد چرا درافتاديد؟با علي



یکشنبه، 28 تیر، 1383
سری و فوری

(گفتم که هر روز به روز می شه):

سري و فوري
از:فرمانده نيروهاي پليس در محمره (خرمشهر)
به:كليه گردانها
جهت اطلاع:منطقه ي محمره(خرمشهر)
شماره:1948نامه سپاه 3 قرار گاه تاكتيكي سري و فوري به شماره 15277 مورخ8/5/1982 ابلاغ شده به ما،نامه يفرمانده محمره(خرمشهر)سريو فوري به شماره 4709 مورخ8/5/1982 شروع.فرمانده ي كليه نيروهاي مسلح دستور داده اند:
1-محمره يك منطقه استراتژيك و حياتي است و دفاع از آن به منزله ي اهميت دفاع از بصره و بغداد است.فرماندهان سپاه ها و لشگر ها و فرماندهان يگان ها و واحدها  و افسران و درجه داران وسربازان مي بايستي از شهره محمره(خرمشهر) دفاع كنند و تا آخرين فشنگ و تا آخرين سرباز در شهر و ساختمانها شهر مقاومت كنندكليه اقدامات لازم براي دفاع از شهر اتخاذ شود.تمام مراتب فوق براي كليه ي فرماندهان ، درجه داران و افسران توجيه سياسي شود تا مفاد نامه براي همه پرسنل توضيح داده شود.
غانم يونس احمد
فرمانده ي نيرو هاي پليس در محمره (خرمشهر)
18/2/



یکشنبه، 28 تیر، 1383
امشب...

امشب گل باغ علی پژمرده گشته؛ماه از خانه علی هجرت کرده و ستارگان عزادارند.

امشب کهکشان ولايت؛عرق در ماتم است وو در سکوت شب ُصدايی جز نوحه علی و فرزندانش شنيدن نمی شود.

حراميان در انديشه ظلمی ديگر به خواب رفته اند و غرق در دنيای آلوده خويشند.

در اين دنيای اسرار آميز؛زمين است که همه ارزش آن به شهری است و همه بهای شهر به خانه ای است

کلبه ای باب شهر علم و خير نسا العالمين به آن شرف بخشيد هاند.

خانه ای که هر روز صبح رحمه للعالمين ؛رسول خدا (ص) گل های سلام  تقديم اهل آن خانه می نمود.

خانه ای که می بايد سجاده باز مادر و دخترک نشسته بر جای مادر را با چشم دل ميديد.

خانه ای که خند های مصلحتی علی را برای کودکان با خون دل ثبت ميکرد .

خانه ای که .....



[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

  RSS 2.0